ابراهيم عاملي ( موثق )

325

تفسير عاملي ( فارسي )

پس از نمودارى [ درست ز نادرست ] باشد و آنكه بايد زنده بماند از پس بينه و راه روشن زنده [ و خداپرست ] بماند چه البتّه كه خدا شنوا و دانا [ ى براى نيك و بد مردمان ] است 44 و نيز به ياد دارى اى محمّد كه خدا دشمنان را به چشم تو در خواب ناچيز نمود كه اگر بسيار به چشمت مىنمود شما مسلمانان در فرمان خدا و كار جنگ سست مىشديد و ناسازگار به هم ولى خدا بود كه شما را آسوده و سالم بداشت چه او داناى به نهانى دلها است 45 و به آن گاه بود كه چون با اعراب رو برو شديد آنان را به چشم شما كم نمود [ كه از آنان نترسيد ] و شما را به چشم ايشان كم نمود [ تا كه در جنگ با شما مجهّز نشوند ] براى اينكه آنچه خدا به سرنوشت كرده است انجام دهد كه بازگشت همه ى كارها به سوى او باشد . سخن مفسّرين : « أَنَّما غَنِمْتُمْ » 41 عموم مفسّرين غير شيعه اين جمله را چنين معنى كرده‌اند : آنچه در جنگ با كافران نصيب شما شود ، ولى ترجمه ى ما مطابق با معنى لغت است . و نظر فقهاى اثنى عشرى مطابق است با ترجمه ى ما و در تفسير صافى و برهان از امام صادق و كاظم عليهما السّلام روايت كرده‌اند كه استفاده ى انسان هر چه كم يا زياد باشد واجب است خمس آن به مصارف معيّن خرج شود . « فَأَنَّ لِلَّه خُمُسَه » 42 عموم مفسّرين نوشته‌اند كلمه ى « اللَّه » براى آغاز سخن است و براى خدا سهم بخصوص نيست . مجمع البيان : از مفسّرين غير شيعه نقل كرده است : سهم خدا و رسول پس از فوت پيغمبر ص در اختيار حاكم وقت بوده است ، و سهم خويشاوندان پيغمبر و ذوى - القربى كه سادات باشند ساقط شده است ، چون ابو بكر و عمر آن را نپرداختند و اصحاب پيغمبر بر آنها اعتراض نكردند ، ولى طبرى از حضرت زين العابدين ع و امام باقر ع روايت كرده است كه اين خمس بر شش قسمت تقسيم مىشود : خدا و پيغمبر و خويشان او كه در اختيار حاكم و امام به جاى پيغمبر است و سه سهم ديگر مال يتيم و فقير و به راه مانده است كه از خويشان پيغمبر باشند . و شافعى گفته است : سهم